طایفه چکانی

 از شاخه چهارلنگ می باشد که محل اصلی سکونت آنان روستای چکان از توابع شهرستان الیگودرز است که از لحاظ جغرافیایی در حد فاصل شهرهای الیگودرز ،  سپیددشت و دورود قرار دارد.

این طایفه از قدیم الایام در این روستا بوده اند به طوری که  نام طایفه برگرفته از نام همین روستا می باشد و علت خطاب کردن این طایفه به این نام اینست که چون اکثریت قریب به اتفاق مردم  این طایفه در یکجا سکونت داشته و به غیر از اینان از دیگر طوایف کسی در این آبادی نبوده است لذا به خاطر یکدست بودن مردم آن همگی با نام  چکانی شناخته می شدند و به این ترتیب هم منطقه شناخته می شده و هم طایفه از دیگر  طوایف مشخص می شد و بنابراین نام طایفه چکانی به این شکل بر سر زبانها جاری شد و کثرت استعمال آن باعث شد که حتی در کتابهای تاریخی نیز به این نام از آن یاد شود.

وجه تسمیه چکانی احتمالا به این صورت است که در سمت شمال آبادی در دامنه کوه اغر (به فتح الف و بضم غین) آبشاری زیبا از دل کوه پرتاب می شود و پس از طی یک ارتفاع 40-30 متری دوباره نقش بر زمین می شود ، این آبشار که در فصول بهار و تابستان بسیار پرآب است در اواخر پاییز حجم آب آن رفته رفته کم شده به صورتی که  در مقایسه با حجم آبی که در اوایل بهار دارد خیلی کمتر می شود یعنی چکان چکان پایین می آید بنابراین روستا نیز به این نام نامگذاری شده (روستای چکان) و کلمه چکانی که ترکیبی است که از کلمه چکان +ی نسبت تشکیل شده به طایفه ای که در این آبادی زندگی می کنند اطلاق می شود.

جمعیت این طایفه که چندین قرن در این روستا زندگی می کنند به مرور زمان رو به فزونی نهاد و توسعه پیدا کرد به طوری که دیگر زمینهای کشاورزی نمی توانست نیازهای همگی را تأمین کند  و زندگی کردن همه آن ها با هم در این روستا مقدور نبود لذا عده کثیری از آنان به شهرهای اطراف مهاجرت کردند و تعداد کمی نیز در روستای چکان باقی ماندند که هنوز در آن جا زندگی می کنند به طوری که در حال حاضر در شهرهای تهران ، قم ، اصفهان ، کاشان ، اراک ، الیگودرز ، ازنا ، دورود ،اندیمشک و هم چنین روستاهای اکبر علی ، کمندان ، گرجی ، میانرودان ، پازردآلو ، ترشاب ، چقادی ، ناصرالدین ، دهنو ، سانبدان ، چغابدار ، سنگر و ... زندگی می کنند.

به روایتی عده زیادی نیز در شهرهای ایذه و آبادان و... که بنده اطلاع دقیقی از آنان ندارم و فقط شنیده ام ساکن هستند که انشاءالله در مورد آنان نیز تحقیقات لازم را انجام خواهیم داد و در صورتی که اطلاعات مؤثقی برسد به اطلاع شما عزیزان خواهم رساند.

/ 15 نظر / 121 بازدید
نمایش نظرات قبلی
شوشترندا

سلام چکان ای سرزمین آسمانی چکان معنای پاک زندگانی بده دستت که می خواهم ببوسم انیسم سرزمین مهربانی تقدیم به همه چکانی های عزیز

جعفریان

درود جناب چکانی مطلب جالبی بود سپاس از شما به روزم خوشحال میشم بازدید داشته باشید

hassan

دانلود فيلم هاي بي نظيرآموزش كامپيوتر به زبان فارسي از پي سي كمپ - پایگاه مقدماتی و تخصصی کامپیوتر - http://www.pccamp.ir براي اولين بار در ايران - سيستم تبادل نظر و پاسخگويي به سوالات كامپيوتري - http://www.pccloob.ir

پوراندخت

بنیر به مال و مردم که دیه صفا نمنده/من جانُماز سینه به خدا خدا نمنده همه سون ز ویر بردن که یه روزی عهد بستن/زکُهی چی اشترونکُه دیدی عاقوت وُرستن همه ایلاق انشستن من یه بُهون افتو/گله مونه بُرده غارت شون غافل به دل خو همه آرمونسون بی که لواسانه درارن/که بیان به شهر و دنگی به سر خُسون بیارن بگُ ای پیای ایلُم کُجنه بنگ تفنگت/کُجنه خروش غیرت کُجنه چنگ پلنگت تو ز نسل سوز طوبی من عرش ریشه داری/سیچه به هوای کندن من دست تیشه داری تو بیو قدر خُمونه ز یو واپُشت بدونیم/که ز طافه افتو و مه وُ ز نسل آسمونیم په بیو که او نریزیم ز یو وا پشت به چاله/تونه به او شیر او دات و تونه احمد فداله مو زنسل آسمونُم لچکُم ستاره دوزی/مو گلین سوز دشتُم پر ز گُلای روزی مو جُووم حریر موجه و نسیم کوش پامه/مو بوم یه سرو سوزه دُهدر بهار دامه تو بیو سی خاطر دل همو شیر اولی بو/نومته عوض مکن گو تو بیو و صحنعلی بو به کُر خروش دریا ایرسه مو هفت پشتُم/دل آسمون ایشنه هنی نعره و قنشتُم به زلالیت و خروشت ادی هی طنا به چشمه/تو ایشنی سرو نازه که خدای ناز و نشمه یه پیاله نور هر صحو ایخورُم ز مشک افتو/مو به غیر شیر مهتو به خدا که نی نهُم لو

پوراندخت

سلام سروده از خانم فریده چراغی عزیزه

فرید

سلام جناب چکانی عزیز سپاس از لطف شما پیروز و سلامت باشید